یک یادداشت صادقانه برای نوجوان

اولین بار که بخش نوجوان را دیدم، عظمت هدفی که مدنظر گرفته بود نظرم را جلب کرد. در کنار این تنوع راه حل هایی که مدنظر گرفته بود برای من جالب بود. قصد داشت تا تمام نیاز های نوجوانان را جلب کند. به نظرم در حد کلمات و فارغ از منش اجرایی این پروژه، یکی از صفحاتی بود که هر دانش آموز و نوجوانی دوست داشت تا آن را در آدرس بار مرورگر خود تایپ کند حتی برای اینکه ببیند چه حرف هایی مخالف حرف های او وجود دارد.

فکرکنم جزو اولین نفراتی بودم که صفحه انتظار سبز رنگ سایت نوجوان را دیدم. در همان نگاه اول ابهت سایت در نظرم فرو ریخت. خبری از یک صفحه انتظار کدنویسی شده نبود. فقط نوشته بود «درحال بارگذاری…» با خودم گفتم احتمالاً بخاطر ملی بودن پروژه تصمیم گرفته اند تا ترافیک کمتری از مخاطبان گرفته شود. همین باعث شد جدی تر سایت را دنبال کنم تا آن ابهت از نظرم خارج نشود

 به نظرم بزرگترین اشتباه بخش نوجوان و شروع کننده دومینوی تعطیلی این بخش مراسم رونمایی آن بود. مراسم در حسینه ثارالله کرمان برگزار شده بود در حاشیه رونمایی که از دستخط رهبرانقلاب بر کتاب آن ۲۳نفر. همین کافی است تا از همان اول در حاشیه بروی. اولاً مراسم در کرمان است. ضریب نفوذ اینترنت در کرمان۳۶.۸۶ است. این اولین اشتباه این بخش بود تا باعث بشود خودشان را دست کم بگیرند. وقتی یک کشتی ساخته می شود باید در شهری که دریا در مجاورت آن است افتتاح بشود که بتواند به آب انداخته شود نه در کویر! از شهر که بگذریم محل برگزاری است. چه کسی گفته است که برای افتتاح یک پروژه عبادی-سیاسی حتماً باید در مکان مذهبی مراسم برگزار کنیم؟ این را از نحوه برخورد سایر ارگان های دولتی هم میتوان فهمید. هر مکانی یک کاربردی دارد، وقتی دارید از یک محصول تکنولوژیک رونمایی می کنید باید بروید در حسینه؟ فکرنمی کنم. اشتباه بعدی هم این است که وقتی میتوانی خودت به تنهایی سخنرانی کنی در یک مراسمی نرو که خودش سخنران دارد! درحاشیه مراسم رونمایی کتاب رفتن یعنی من زیاد مهم نیستم. البته الان زمان گذشته است و گذشته تنها یکی داستانی است که برای خودمان می گوییم. البته این ها بحث های ثانویه است. مشکلی بزرگ تر این بخش را تهدید می کرد

تولیدات گران قیمت و لوکس و تا حدی به درد نخور بزرگ ترین آفتی بود که به جان این بخش افتاده بود. کارهایی که معلوم بود تنها تولید شده اند تا در ویترین مغازه ای قرار بگیرند که هنوز تولید و کارکرد مشخصی ندارد. اصلاً مهم ترین اشکال این بود تیم هنوز به این تصمیم نرسیده بود که چه میخواهد. دوست داشت همه چیز باشد. هم مانند سایت فارسی تولید کند. هم مانند سایت فارسی دیده بشود. هم مانند سایت فارسی ترافیک داشته باشد. این اشتباه جبران ناپذیر باعث شد که تنها در هفته های نخست ترافیک سایت بالا باشد و کاربر در سایت باقی بماند. درصورتی که الگوریتم تولید برای نوجوانی که خود میتواند تولید کند چیز دیگری است. کاش به جای الگوی های تولیدی «بی تو بی» از الگوی «سی تو سی» استفاده می کردند تا کاربر خودش را احساس کند. برای تغییر لزوماً نباید یک لوگوی رنگین کمان یا گرافیک رابط کاربری نشنال جئوگرافیک کیدز به مخاطب تحویل داد، بلکه می شود سراغ مدل های «جدید» رفت

اشتباه بعدی و فاجعه بار کمپین بیهوده و سفارشی بود که نه نوجوان را شناخته بود، نه شبکه های اجتماعی، نه کمپین را. کمپین یک کارخوب ضربدر هزار‌، نمی توانم در این مورد ننویسم که چه اشتباهی کرد این بخش با راه اندازی این کمپین و در قدم بعد نپرداختن به این کمپین و رها کردن آن. بخشی که هنوز برند آن جا نیافتاده است که کمپین برگزار نمی کند!

 اگر این بخش نوجوان تحت دامین خامنه ای دات آی آر نبود در دوحالت می شد با آن برخورد کرد. اولین حالت اینکه بگویم خداقوت برای شما آرزوی موفقیت می کنیم.، حالت دوم آن است که بگویم اشتباه می کنید و این راه تاثیر گذاری نیست! و اگر این وقت را صرف بهبود کار خود بکنید بیشتر تاثیر خواهید گذاشت

اتکا کردن به آینده مثل اتکا کردن به کار های انجام نداده است چون هنوز انجام نشده است که بتوان روی آن حساب کرد. احتمالاً می دهم بخش دانش آموزی هم همین فکر را داشته است که نواقص را با آینده جبران کند. اکنون آینده است و آینده نشان داد که چندان قابل اعتماد نیست. در مجموع در مقام مثل این سایت مثل می خواست یک بنز باشد ولی به جای طراحی بدنه بنز به سراغ بدنه های نامرغوب فیک رفت که شبیه طراحی های بنز باشد و به جای طراحی موتور بنز سراغ طراحی های اولیه فورد رفت

در میان نقاط ضعفی که برای این بخش نوشتم، نقاط قوتی هم یادداشت کردم که به نظرم قابل تحسین است. اول محتوای خوب است. پردازش محتوا خیلی خوب بود. جنس مخاطب نوجوان حوصله خواندن متن بلند یا متن های پر ادعا را ندارد. از این حیث خیلی خوب عمل شده بود. گرافیکی که در تایپوگرافی ها دیده می شد. هم تاثیر گذار بود. نگاه متفاوت به تایپوگرافی که باعث شده بود یک تایپ فیس تین ایجری خلق بشود بسیار قابل تحسین بود و تنها ایرادش این بود که مدام کاربر این تفاوت را در جای جای سایت می دید. و پس از مدتی دیگر برای او متفاوت نبود و عادی می شد. اما خب در کنار خوبی ها گرافیک سایت هم اشکالاتی داشت. مثلاً یکسان بودن صفحات داخلی و حتی نبودن صفحه آرشیو برای سایت. این خودش یک گناه نابخشودنی در وب است

اما دیویی یک جمله ای دارد که مصداق نگاه فوق العاده اش به عمل گرایی است. می گوید: حرف بس است، چاره ای اندیشه کنیم و عمل کنیم. آینده این بخش چه خواهد شد؟ به نظرم اگر بخواهد این بخش از خطر ریزش آوار جلوگیری کند می باید اول روی هویت خود کار کند. ثابت کند که آن سایت بسته شده قبلی نیست. این تغییر می  تواند از اصلاح برندیگ شروع شود یا اصلاح ایده کلی. در کل نمی توان بر روی فونداسیون گذشته یک شگفتی آفرید. اولین کارهایی که می باید انجام شود این است که جلوه سایت عوض شود برای یک مدت و یک صفحه لندینگ جای آن را بگیرد که مخاطب متوجه شود «تغییر» در حال انجام گرفتن است. نباید به تحسین هایی که در کامنت های سایت نوشته شده است دل بست. چرا که این تعریف ها بواسطه دامین اصلی که بر روی آن مشغول فعالیت هست صورت گرفته و نه بخاطر عملکرد سایت. نگاه متفاوتی به چرخه تولید سایت کرد، می شود تنها بر روی یک مزیت تمرکز و در گام های بعدی مزیت ها را به آن اضافه کرد. از پرداختن به تولیداتی که سایت های مختلف مانند شما می توانند انجام بدهند پرهیز کرد. چرا که همان پوستر هایی که به عنوان ویترین قبلاً در سایت نوجوان قرار می گرفت را میتوانست در سایت دیگری آپلود شود و عرضه کرد و این مزیت نیست التبه اگر هزینه تولید را مزیت حساب نکنیم

و در آخر به نظرم اقدامات صورت گرفته برای سایت نوجوان یک تجربه ای تامل برانگیز است برای گام های بعدی که این در این طبقه بندی از سایت ها انجام می شود. اگر ابتدای تشکیل این سایت یک «نمی دانم» منشا شکل گیری این سایت می بود باعث می شد تا اکنون درباره دانسته هایی که این سایت به وب معرفی کرده است این یادداشت را بنویسم ولی متاسفانه اینطور نیست