عصر انسان‌های ناشناس

نادر طالب‌زاده در گفت‌وگو با حسین دهباشی خاطره خیلی جالب از جریان مدرسه رفاه تعریف کرده که به نظرم الان زمان بازنشر آن خاطره است.

سال ۵۷ که امام به مدرسه رفاه رفته بودند. در مراسمی شبه کنفرانس مطبوعاتی، امام به سوالات خبرنگاران خارجی پاسخ می‌دهند. (توجه امام از ابتدای انقلاب به خبرنگاران خارجی بود. امام می‌دانست که از طریق خبرنگاران خارجی می‌توان صدای انقلاب را به جهان رساند.) سوالات اکثر خبرنگاران در این‌باره بود که «برنامه شما برای اداره کشور چیست؟» و یا «هندسه انقلاب اسلامی شبیه کدام انقلاب‌های دیگر است». من هم در این کنفرانس بودم اما خبرنگار نبودم و با اینکه می‌توانستم خودم را خبرنگار معرفی کنم و سوال خود را بپرسم. سوالات از نظر من به گونه‌ای بود که نمی‌توانست جریان سازی خبری برای انقلاب داشته‌باشد. خبرنگار abc هم که تازه به تهران رسیده بود کنار من نشست و گفت: «سوال خوب چی داری؟» من هم گفتم بپرس: «امام آیا در صورت نیاز حکم جهاد هم می‌دهند؟» و امام فرمودند «اگر نیاز شود، حکم جهاد می‌دهم». این جمله امام تیتر همه روزنامه های ۱۴ بهمن شد و سرتیتر خبری رسانه های خارجی، به معنای واقعی جریان‌ساز شد.
بزرگ‌ترین درس رسانه‌ای ‌(در انقلاب‌اسلامی) را آن روز گرفتم که، انقلاب‌اسلامی عرصه ای که هر کسی می‌تواند کمک کند. فقط کافیست که بداند چه کار باید بکند. یک مورچه می‌تواند کمک کند. انسان های پنهان و ناشناس می‌توانند کمک کنند. و تا به کنون هم بدین شکل است. انسان های ناشناس – مانند شهدا – جریان ساز اتفاق های بزرگ در انقلاب اسلامی بودند.


پ.ن: قهرمان دوران نوجوانی‌ام چمران بود. منطق چمران به من می‌گفت چه کاری الان مهم است،‌ احساس چمران می‌گفت که چه دلبستگی هایی را باید کنار گذاشت، شجاعت چمران به من می‌گفت که چه وقت‌هایی ترس را باید کنار گذاشت، نگرش چمران به من می‌گفت که تا امام موسی صدری نباشد چمران هم دوامی ندارد. اما هر چه گذشت دیدم چمران هم دلش می‌خواست حسن باقری باشد. اصلا تمام دنیا می‌خواهد حسن باقری باشد. نخبه‌ای که نخبگی را نیاموخته بود اما نخبه بود. حسن باقری و روزهایی که حسن باقری در آن ۲ سال طلایی آخر حیات‌ خود گذرانده قهرمان دوران جوانی ام شده است. تنها در عصر انسان‌های ناشناس می‌تواند سروکله انسان هایی مانند حسن باقری در تاریخ پیدا شود.