در ستایش وارستگی

دوستی زیر پست اخیر جناب صادق خرازی پاسخی در جواب به کامنت هتاکانه‌ای نوشته بود از آن‌جا که پا به سن گذاشته‌ها هر چقدر هم به تکنولوژی مسلط‌ شوند باز‌هم یک‌ جای کار می‌لنگد در دایرکت اینستا‌گرام دوست بنده به اشتباه متنی که گویا می‌خواسته برای آن شخص هتاک بنویسد نوشته است. از آن‌جا که لحن پیام و نوع نگارش و پایان‌بندی آن برایم جالب و کم‌نظیر بود از آن دوست‌عزیز اجازه گرفتم تا آن را منتشر کنم.

صادق خرازی: مسیح عزیزم احساس با واقعیت‌ها متفاوت هستند. پسرم مطمئن باش با اطلاعی که من دارم، اگر شما هم داشته‌باشید نظرتان اگر عوض نشود حتما وارد تعمق و تفکر می‌شوید. من هیچ موقعیتی از ایشان(عطف به متن و تصویری پستی که آقای خرازی گذاشته‌اند منظور آیت‌الله خامنه‌ای است) به من نرسیده ولی با دانش و اطلاعاتم این پست را گذاشتم. عزیزم امنیت منطقه‌ای در نگاه و مدیریت ایشان اگر حکم نمی‌شد امروز وضعیت‌مان از عراق، سوریه، پاکستان و افغانستان بهتر نبود. وزیر دفاع فرانسه این طراحی ناامن کردن منطقه را هنگامی که سفیر بودم به من می‌گفت طراحی آمریکا و اسرائیل تا یک دهه دیگر جنگ داخلی و منطقه‌ای میان همه ممالک است. به من اهانت کن ولی جوانی خودت را آلوده نکن. من تو را دعا می‌کنم.

پ.ن: منشی که در این متن وجود داشت در شخصیت‌های اصولگرا و حتی اصلاح‌طلب بسیار کم دیده می‌شود.

+ تصویر پیام دایرکت

+ تصویر پیام دایرکت

رنج ما را قوی‌تر می‌کند

علیرضا صالحی در یادداشتی با عنوان گم‌شدن، قوی‌ترمان می‌سازد نوشته است: «جنگ موهبتی الهی بود». این نوع نگاه ایدئولوژیک محور به بازگشت به خود کمی غیرقابل قبول برای من است. به نظرم قدرت و قوی شدن در ملت ها تنها با یک عنصر به حاصل می شود و آن درد است. نگاه کنیم به جوامعی که دچار درد بوده اند. مانند آلمان، فرانسه، انگلیس و البته همین نزدیک‌تر های خودمان ژاپن (البته منظور از نزدیک بودن بخاطر آن است که مسئول محترمی در مصاحبه ای اعلام کرده بود که: ما باید ژاپن شویم و این دست‌یافتنی است. یعنی در عین آن که ریشه در سنت باشیم، شاخه و برگ های مدرن هم داشته باشیم.) ریشه تاریخ اثرگذاری و قدرتمندی این کشور ها در گذراندن رنج و سختی است. ژاپن قبل از جنگ جهانی و قبل تر از آن ژاپن میجی، ژاپن رنج های سامورایی ها بود. وظیفه تزریق و مقابله با رنج توسط سامورایی ها انجام می‌شد. بالاتر از آن وظیفه صیانت از رنج هم برعهده سامورایی ها بود. بخاطر همین ایالات متحده نمی توانست در ژاپن زمان میجی پیروز شود چون نمی توانست برای جامعه دردآفرین باشد. به همین خاطر هم بود که حذف سامورایی ها مقدم بر تحول ساختار سیاسی و اقتصادی ژاپن شد.

حتی در جنگ جهانی، ژاپن چه زمانی توانست خود را تبدیل به یک قدرت اقتصادی و صنعتی تبدیل کند؟ درست زمانی که درهای ژاپن بخاطر هیروشیما و ناکازاکی بسته شد و خورشید سوزان ژاپن دیگر بر مردم نتابید و باعث آن شد که صلح میان کشورها برقرار شود، صلحی که برای به دلیل رنج حاصل شده بود. و همین درد، قدرت آفرین شد. ادامه خواندن رنج ما را قوی‌تر می‌کند