در ستایش وارستگی

دوستی زیر پست اخیر جناب صادق خرازی پاسخی در جواب به کامنت هتاکانه‌ای نوشته بود از آن‌جا که پا به سن گذاشته‌ها هر چقدر هم به تکنولوژی مسلط‌ شوند باز‌هم یک‌ جای کار می‌لنگد در دایرکت اینستا‌گرام دوست بنده به اشتباه متنی که گویا می‌خواسته برای آن شخص هتاک بنویسد نوشته است. از آن‌جا که لحن پیام و نوع نگارش و پایان‌بندی آن برایم جالب و کم‌نظیر بود از آن دوست‌عزیز اجازه گرفتم تا آن را منتشر کنم.

صادق خرازی: مسیح عزیزم احساس با واقعیت‌ها متفاوت هستند. پسرم مطمئن باش با اطلاعی که من دارم، اگر شما هم داشته‌باشید نظرتان اگر عوض نشود حتما وارد تعمق و تفکر می‌شوید. من هیچ موقعیتی از ایشان(عطف به متن و تصویری پستی که آقای خرازی گذاشته‌اند منظور آیت‌الله خامنه‌ای است) به من نرسیده ولی با دانش و اطلاعاتم این پست را گذاشتم. عزیزم امنیت منطقه‌ای در نگاه و مدیریت ایشان اگر حکم نمی‌شد امروز وضعیت‌مان از عراق، سوریه، پاکستان و افغانستان بهتر نبود. وزیر دفاع فرانسه این طراحی ناامن کردن منطقه را هنگامی که سفیر بودم به من می‌گفت طراحی آمریکا و اسرائیل تا یک دهه دیگر جنگ داخلی و منطقه‌ای میان همه ممالک است. به من اهانت کن ولی جوانی خودت را آلوده نکن. من تو را دعا می‌کنم.

پ.ن: منشی که در این متن وجود داشت در شخصیت‌های اصولگرا و حتی اصلاح‌طلب بسیار کم دیده می‌شود.

+ تصویر پیام دایرکت

+ تصویر پیام دایرکت

معجزه‌ای به نام «شکست»

دفتر مجلات‌همشهرى اون زمان، يعنى سال ٨٩ پل كريمخان بود. يادمه يه روز تو خردادماه همون سال با كيفى پر از داستان ها و يادداشت هايى كه نوشته بودم رفتم بدون هيچ آشنايى پيش خانم مرشدزاده سردبير وقت همشهرى‌داستان (هرجا كجاهست خدايا به سلامت دارش). خب اولين چالش براى من نگهبانى تو پاركينگ بود كه نميذاشت برم بالا چون بدون هيچ هماهنگى رفته بودم اونجا. آقاى نگهبانى از من پرسيد كه «كسى معرفی كرده؟ بگو تا اسم اون رو ببرم تا بذارند برى بالا» منم بی‌هیچ برنامه‌ای گفتم: بله، من رو آقا فريد حداد فرستادند. حالا جالب اينجا بود که يک هفته قبل براى اولين‌بار من فريد حداد رو ديده‌بودم تو مصاحبه مدرسه فرهنگ و هيچ معرفى هم نكرده بود؛ اصلاً نمى شناخت من رو كه معرفى بكنه. به عبارت دیگه رسماً بی‌هیچ توجیهی «دروغ» گفتم.

ادامه خواندن معجزه‌ای به نام «شکست»